آثار ذکر
با توجه به این، ذکر و یاد خدا یک مقام باطنی و استکمال حقیقی معنوی و روحانی است و انسانی که به یاد خدا می پردازد ودر قلب خود به یاد خداست آثار و علائمی دارد که با آن آثار از انسان غافل از خدا امتیاز داده می شود و وجود آن کمال و حقیقت باطنی با آن آثار شناخته می شود که برخی از آن آثار عبارتند از:
1ـ پای بندی به اطاعت خدا
انسانی که پیوسته به یاد خداست در باطن ذات خود جمال الهی مشاهده می کند و خود را در محضر او می بیند و انسانی که همواره خود را در محضر خدا ببیند از دستوراتش پیروی می کند، فرمان های الهی را اجرا و از نواهی او اجتناب می کند و اگر انسانی خواست بداند به یاد اوست مقدار تعهد خود را نسبت به اوامر و نواهی الهی مشاهده کند در صورت پای بندی به آن در مقام ذکر خواهد بود.
امام صادق(ع) فرمود: «من کان ذاکر اللّه علی الحقیقه فهو مطیع و من کان غافلاً فهو عاص؛(17) هر کس واقعاً، به یاد خدا باشد مطیع او خواهد بود و هر که غافل باشد گناهکار است.»
2ـ بصیرت و بینش درونی
یکی از آثار ذکر خدا دست یافتن به روشن بینی و بصیرت درون است انسانی که به این حالت روشن بینی رسید شیطان را دیده و او را دفع می کند قرآن کریم در سوره اعراف آیه 203 فرمود: «انّ الذین اتقوا اذا مسّهم طائف من الشیطان تذکروا فاذاهم مبصرون؛ آنان که از تقوا برخوردارند هنگامی که دسته هایی از شیطان او را مسّ کنند، متذکر شده و به یاد خدا می افتند و در این حال آن ها دیده می شوند.» یعنی افراد با تقوا هنگامی که با وسوسه های شیطانی مواجه شوند با یاد خدا و نعمت های بی پایانش و با یاد عواقب شوم گناه و مجازات دردناک آن، ابرهای تیره و تار وسوسه های اطراف قلب آن ها کنار می رود و راه حق را به روشنی می بیند. برای توضیح مطلب توجه به دو نکته لازم است:
الف: شیطان به هر موجود متمرّد و سرکشی اطلاق می شود که در صدد آزار رساندن به انسان است و این شیطان به صورت های گوناگون در برابر انسان ظاهر می شود تا او را اغوا کرده و به انحراف و گناه بکشاند.
ب: از منظر قرآن، شیطان دشمن سرسخت انسان است و همواره با وسوه کردن او، موجبات ضلالت و گمراهی او را فراهم می کند و باعث بدبختی او می گردد بنابراین انسانی که در معرض وسوسه و اغواء دشمن سر سختی قرار دارد که قسم خورده تا او را منحرف سازد به ابزاری نیازمند است که با آن بتواند شیطان را طرد و با او مقابله کند و ذکر و یاد خدا تنها وسیله سلامت از وسوسه های شیطان و طرد اوست. امام علی(ع) فرمود: «ذکر اللّه رأس مال کلّ مؤمن و ربحه السلامة من الشیطان؛(18) یاد خدا سرمایه مؤمن است که سودن سلامتی از وسوسه های شیطان است.»
و همان حضرت فرمود: «ذکر اللّه مطردة الشیطان؛(19) یاد خدا وسیله طرد و دفع شیطان است.»
در آیه مورد بحث نیز گروه شیطان را به مانند دشمنی معرفی کرده است که در اطراف قلب انسان طواف می کند تا راه نفوذی به قلب پیدا کند.
این جاست که آدمی نیاز به دیدبانی است آگاه و هوشیار که مراقبت و نگهبانی داده تا این دشمن به حریم قلب او راه نیابد و یاد خدا آن وسیله ای است که پرده های غفلت را کنار زده و اطراف قلب او را روشن و نورانی می کند در این صورت شیطان دیده شده و با دیده شدن دشمن به طور طبیعی آدمی آنرا دفع و طرد می کند و به بیان دیگر: راه ورود شیطان در انسان دو چیز است:
الف: نارسایی و ناتوانی فکری و عقلی که موجب ایجاد انحراف فکری و لغزیدن به سوی باطل می شود. راه مقابله با نفوذ شیطان در این رابطه تقویت نیروی عقل از طریق تعقّل و تفکر و تحصیل علوم و حقایق یا رسیدن به مرحله یقین می باشد و انسانی که به مقام یقین رسید که شیطان دشمن سرسخت اوست و می خواهد نورانیت و روشنایی را از انسان بگیرد و او را دچار ظلمت ها و تاریکی ها سازد به طور طبیعی با او برخورد می کند و این همان تقوای علمی و معرفتی است که جهل و ناتوانی فکری را دفع می کند.
ب: نارسایی های روحی و رذایل اخلاقی مانند هوس و تمایلات، حرص و حسد و کبر که شیطان از این طریق در انسان نفوذ کرده و او را به گناه وا می دارد و انسانی که از تقوا برخوردار است و از خدا پروا می کند با هوس و رذایل مبارزه کرده و فقط خدا در قلب او حضور دارد و انسانی که به یاد خداست و خدا در قلب او حضور دارد با این امور نیز برخورد می کند. بنابراین پروا پیشگان با ذکر و یاد خدا عامل نفوذ شیطان یعنی جهل، غفلت، نسیان و هوس ها را به قلب خود می بندد.
3ـ آرامش قلبی و روحی
کسانی هستند که ایمان آورده اند و دل هایشان همیشه اضطراب و نگرانی یکی از بزرگترین بلای انسان ها بوده و هست و عوارض ناشی از آن در زندگی فردی و اجتماعی کاملاً محسوس است و در برابر آن آرامش از ارزش مندترین نعمت های الهی در زندگی انسان بوده و در سعادت انسان نقش مهمی ایفا می کند، قرآن کریم با یک جمله کوتاه نزدیک ترین راه برای کسب آرامش را به انسان معرفی کرده و فرموده: «الذین آمنوا و تطمئن القلوبهم بذکر اللّه الا بذکر اللّه تطمئن القلوب؛(20) آن ها به یاد خدا مطمئن و آرام است، آگاه باشید، تنها با یاد خدا دل ها آرامش می یابد.»
برای اینکه روشن شود ذکر خدا چگونه موجب آرامش می شود در آغاز باید به عوامل اضطراب اشاره کرد:
به طور کلّی عوامل اضطراب و دل هره را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
اول: انواع مصیبت ها از قبیل بیماری های خود و بستگان، مرگ خود و وابستگان، ظلم ها و تعدیات و حق کشیهای دیگران، ناسازگاری ها و مزاحمتها.
دوم: ناراحتی و حسرت در اثر فقدان امور دنیا که به آن ها دسترسی ندارد.
سوم: ترس از این که آن را دارد از دست بدهد، می ترسد اموالش از بین برود، ترس از این که فرزندش را از دست بدهد، ترس از این که بیمار شود یا بمیرد. احتمال زوال نعمت ها و مانند آن آرامش را از انسان سلب می کند.
چهارم: گاهی انسان به دلیل احساس پوچی زندگی و بی معنا دانستن آن، دچار اضطراب و دلهره می شود.
پنجم: گاهی انسان به دلیل احساس تنهایی چه تنهایی فیزیکی به این گونه که در محیطی به تنهایی زندگی کند و چه تنهایی روانی و روحی به این صورت که احساس می کند کسی به او توجه نمی کند و از زحمت او قدردانی نمی کند.
با توجه به این عواملی که برای اضطراب برشمرده شد، یاد خدا در صورتی که آن یاد حقیقی و قلبی باشد در او حالت آرامش ایجاد می کند زیرا انسانی که همیشه خدا را با خود می بیند و عظمت و جلال و جمال الهی برای او تجلّی می کند و او را سرچشمه همه کمالات و خیرات به لحاظ این که خدا را دارد همه چیز را دارد و چون خدا را دارد به امور دنیا دلبستگی ندارد تا از فقدان آن ها در ترس و اندوه باشد و هنگام وقوع حوادث ناخوشایند او را مونس خود می داند و در حال تنهایی همواره او را با خود می یابد. از این رو امام حسین(ع) در دعای عرفه فرمود: «ماذا وجد من فقدک و ما الذی فقد من وجدک؛(21) آن که تو را یافت چه چیزی را از دست داده است و کسی که تو را از دست داد چه چیزی یافته است.» در واقع انسان مؤمن با یاد خدا و وجدان و یافتن او همه چیز را یافته است زیرا خدایی را دارد که همه چیز را دارد.
قرآن کریم فرمود: «من اعرض عن ذکری فان له معیشة ضنکا؛(22) اگر کسی از یاد خدا اعراض کند گرفتار معیشتی ضنک و زندگی تنگ خواهد شد.» زیرا کسی که خدا را فراموش و با او قطع رابطه کند، چیزی غیر از دنیا برای او نمی ماند که به او دل ببندد. در نتیجه تمام تلاش های خود را منحصر در آن می کند و فقط به اصلاح زندگی دنیا می پردازد و روز به روز آن را توسعه می دهد و این زندگی او را آرام نمی کند. زیرا همواره عمر او میان دو چیز خلاصه می شود اولی تلاش برای بدست آوردن چیزهای جدید و دوم ترس از جدا شدن از دارایی ها.
اصولاً تنگی زندگی به خاطر کمبودهای معنوی و نبودن غنای روحی است به خاطر عدم اطمینان به آینده و ترس از نابود شدن امکانات موجود و وابستگی بیش از حد به جهان ماده است و آن کس که به خدا ایمان دارد و دل به ذات او بسته، از همه نگرانی ها در امان است .
ياد خدا در زندگي...ما را در سایت ياد خدا در زندگي دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: عليرضا جابري بازدید: 254 تاريخ: چهارشنبه 19 آذر 1393 ساعت: 12:43